اولین پست سال 94
سلام عشق مامان جون مامان نفس مامان
جونم برات بگه که خیلیییییییییییی شلوغ شدی کم کم داری بعضی کلمه
هارو میگی اون موقع دیگه میخوام بخورمت

مامانی گوشی منم خراب کردی عزیزم یه بار قشنگ که داشتی واسه مامان
کار میکردی اومدی گوشیم شستی بعد پاکش کردی داشتم از خنده میمردم


ولی بعد یکی دوساعت دیدم بللللللله کارخودتو کردی اینم خراب
شد
ولی اشکال نداره یکی دیگه خریدم 

خوب مامانی خاله فرزانه اینا کلا انتقالی گرفتن و رفتن شهر خودشون
خاله سپیده اینا هم تااخر این ماه میرن شهر خودشون وهفته بعد همه
ماها رودعوت کردن واسه مهمونی و خداحافظی ایشالله هرجا که میرن تن
همشون سالم و سلامت باشه 


بریم سراغ عکسای این مدت و بعضیام از سال قبل:
دختر خاله فرزانه فرگل خانم




اینجا باباجون اینا یکی دوهفته قبل عید اومدن خونمون واسه من وشما
عیدی اورده بودن دستشون درد نکنه 




اقا اروین دوست پسرگلم

فاضل پسر دایی احد که قتی بااون یه جاهستین فقط اتیش میسوزونین 

سیزده بدر 94









اولین پست سال 94
